‏نمایش پست‌ها با برچسب هلیوم ۲. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب هلیوم ۲. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸ اسفند ۱۴, جمعه

17.

 
 ۲۹ اسفند ۸۶
گاهی حس می کنم تصاویری که دو سال پیش با دوربین موبایل و بدون هیچ هیاهویی برای عرضه آن عکس  یا ارائه ی سبک کارهایم گرفته ام، برایم آشنا تر و در عین حال عمیق ترند. مرور آن ها بعد از دو سال، چیزی را در ذهنم  فرو می پاشد.


-----

16.

 
۲۰ اسفند ۸۶



-----

۱۳۸۸ اسفند ۱۲, چهارشنبه

15.

 


۱۳۸۸ اسفند ۹, یکشنبه

14.

 
یادم میاد این عکس، یکی از اون چندتا عکسی بود که دوست داشتم عنوانش باشه: از روزگار رفته حکایت
... و نشد.

13.

 


۱۳۸۸ اسفند ۳, دوشنبه

12.


۱۳۸۸ بهمن ۲۴, شنبه

11.

 
 بیهودگی

۱۳۸۸ بهمن ۶, سه‌شنبه

10.

به نام تکثیر بی نهایت شعاع!

۱۳۸۸ دی ۹, چهارشنبه

9.

...

۱۳۸۸ آذر ۲۶, پنجشنبه

7.



شقیقه های من از تکرار سرخ اند
و هر غروب باد زخم های افق را
وقتی که بر شقیقه ی من می زند
همیشه ی دنیا را
سرخ از همیشه ی من می کند
و این همیشه از شقیقه ی دنیا
سرخ مکرر از همیشه ی من می شود

یدالله رویایی

-----------------------------------------



۱۳۸۸ آذر ۲۳, دوشنبه

6.

چند وقتی به دلایل نسبتا نامشخصی ننوشتم. هلیوم ۱ هم که ظاهرا با رکود رابطه خوبی داره با این سکوت موافق بوده و ننوشته. بعد از چند روز تجربه دلچسب هایپراکتیو بودن دو سه روزیه به رخوت همیشگیم سقوط آزاد کردم. حس می کنم اگه بخوابم مفیدتر از هر موقع دیگه ام به خصوص که دوباره به شدت خوابهام عجیب و جذاب و البته طولانی شدن. هوا هم که اصولا این چند وقت گنده.
خوندن خونه کلنگی و فکر کردن و غرق شدن تو استعاره هاش هم برام لذت بخش بوده، کلا رابطم با ابهام خوب شده و این اصلا خوب نیست!
الان (دقیقا همین الان) به این نتیجه رسیدم که بهتره نوشتن جمله های تلگرافیه بی ربط رو برای امروز تموم کنم. 

۱۳۸۸ آذر ۱۰, سه‌شنبه

5.



 

 
 
 

۱۳۸۸ آذر ۶, جمعه

4.

از دیشب تا الان چند پیش نویس برای این پست آماده کرده بودم که متاسفانه به خاطر گیجی مفرط ذهنم برای انتشارهیچکدومشون قانع نشدم. تنها دلیلی که می تونم برای توجیه بهش اشاره کنم مشکلیه که آخر هفته ها برای اتصال به اینترنت دارم که معمولا امکان آپلود کردن عکس و صرف وقت و دقت برای نوشته هامو ازم می گیره. امیدوارم البته این نوشته به سرنوشت بقیه پیش نویس های محذوف دچار نشه!
دیشب یه نمایش عروسکی به اسم آرش رو به همراه اکیپ تازه تاسیس تأترمون دیدم. این نمایش کاری تجربی بود با عروسک گردانی بی نظیری که به شکل خارق العاده ای در بیان احساسات از طریق حرکات عروسک های چند سانتیمتری ساخته شده از چوب و سنگ و پارچه موفق بود. شاید عروسک گردانی این کار اونقدر قوی بود که اصلا ضمختی صحنه و سادگی ابتدایی عروسکا به چشم نمیومد. دیدن این کار دوباره مساله خلاقیت رو که چندوقتی بود دیگه خیلی اذیتم نمی کرد برام زنده کرد. اواخر شب به این نتیجه رسیدم واقعا دوست ندارم الان بهش فکر کنم.
صبح یه کشف تازه کردم: Summer Wine آهنگی از نانسی سیناترا! (امیدوارم هلیوم 1 اگه این آهنگو نداره امشب دانلودش کنه)

۱۳۸۸ آذر ۴, چهارشنبه

2.



1. از هلیوم 1 معذرت می خوام که عکس اول اینقدر عجیبه!
2. قرار نبود که بنویسم یا حداقل خیلی بنویسم ، شاید به این خاطر که هیچ وقت نتونستم جدی بنویسم. ولی الان نسیت به نوشتن حس خوبی دارم ( هلیوم 1 خیلی ممنون! )
3. از دیشب دارم فکر می کنم که آیا میشه گفت فرار هلیوم از ظرفش کار قشنگیه؟ یا اصلا میشه در مورد یک واکنش جبری قضاوت کرد؟ و جالبه که به هیچ نتیجه ای هنوز نرسیدم!
4. من شیمی بلد نیستم، اما احتمالا هلیوم 1 شیمی دانه!